ترجمه "acquiesced" به فارسی

تسلیم شده, راضی شده بهترین ترجمه های "acquiesced" به فارسی هستند.

acquiesced verb

Simple past tense and past participle of acquiesce. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلیم شده

  • راضی شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acquiesced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acquiesced" با ترجمه به فارسی

  • (با بی میلی) موافقت · تسلیم · تن در دادن · رضایت · سکوت
  • (با بی میلی) موافق · تسلیم · راضی · ساکت · سر به راه
  • راضی · سکوت کردن به موجب رضایت · موافق
  • ازروی تسلیم · بارضایت
  • (با بی میلی) موافقت کردن · آرام کردن · تسلیم شدن · تن در دادن · راضی شدن · راه یافتن · رضایت دادن · موافقت کردن · نزدیک شدن · گردن نهادن
  • (با بی میلی) موافقت کردن · آرام کردن · تسلیم شدن · تن در دادن · راضی شدن · راه یافتن · رضایت دادن · موافقت کردن · نزدیک شدن · گردن نهادن
اضافه کردن

ترجمه های "acquiesced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه