ترجمه "adapted" به فارسی

مناسب, تطبیق شده, جرح وتعدیل شده بهترین ترجمه های "adapted" به فارسی هستند.

adapted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of adapt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مناسب

    It was the stables before we had it adapted for Will.

    قبل از اينکه براي ويل مناسب سازيش کنيم ، اصطبل بوده

  • تطبیق شده

  • جرح وتعدیل شده

  • موافق

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adapted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adapted" با ترجمه به فارسی

  • انطباق رفتاری
  • وفقی
  • (زیست شناسی و گیاه شناسی) سازش · اقتباس · اقليمپذيري · انطباق · انطباق محصول · برداشت · تطابق · تطبیق · تنظیم · توافق · جرح و تعدیل · جورسازی · خوگیری · سازش · سازش (فیزیولوژیکی) · سازش با محیط · سازش فيزيولوژيكي · سازگاری · همرنگی (با جماعت) · وفق ياب
  • تطبیق رفتار
  • (کارهای هنری) اقتباس کردن · انطباق دادن · تغییر دادن · تنظیم کردن · جرح و تعدیل کردن · جور کردن یا شدن · سازش دادن · سازش یافتن · سازگار کردن · سازگار کردن یا شدن · عادت دادن · مناسب کردن یا شدن · همنوایی کردن · وفق دادن
  • فروش تطبیقی
  • تطابق پذیری
اضافه کردن

ترجمه های "adapted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه