ترجمه "adapter" به فارسی
آداپتور, رابط, مبدل بهترین ترجمه های "adapter" به فارسی هستند.
adapter
noun
دستور زبان
Specifically, a device that allows one format of plug to be used with a different format of socket. [..]
-
آداپتور
Sort these out by adapter types.
بر اساس نوع آداپتور اینا رو دسته بندی کنید
-
رابط
noun -
مبدل
A software component that enables message exchange through a specific transport.
-
ترجمه های کمتر
- تبدیل
- (برق) سه شاخه
- تطبیق دهنده
- تنظیم کننده
- وفق دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adapter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "adapter"
عباراتی شبیه به "adapter" با ترجمه به فارسی
-
انطباق رفتاری
-
وفقی
-
(زیست شناسی و گیاه شناسی) سازش · اقتباس · اقليمپذيري · انطباق · انطباق محصول · برداشت · تطابق · تطبیق · تنظیم · توافق · جرح و تعدیل · جورسازی · خوگیری · سازش · سازش (فیزیولوژیکی) · سازش با محیط · سازش فيزيولوژيكي · سازگاری · همرنگی (با جماعت) · وفق ياب
-
تطبیق رفتار
-
(کارهای هنری) اقتباس کردن · انطباق دادن · تغییر دادن · تنظیم کردن · جرح و تعدیل کردن · جور کردن یا شدن · سازش دادن · سازش یافتن · سازگار کردن · سازگار کردن یا شدن · عادت دادن · مناسب کردن یا شدن · همنوایی کردن · وفق دادن
-
فروش تطبیقی
-
تطابق پذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن