ترجمه "adaption" به فارسی

اقتباس, انطباق, سازش بهترین ترجمه های "adaption" به فارسی هستند.

adaption noun دستور زبان

The act of fitting; adaptation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقتباس

    noun

    I've already got some ideas about how we can adapt it.

    من يه سري فکر دارم که چطور ميشه ازش اقتباس کرد

  • انطباق

    noun

    But humans are amazingly smart and incredibly adaptable.

    اما انسانها بطرز شگفت آوری باهوشند و بی نهایت قابل انطباق.

  • سازش

    noun

    Paul’s ability to adapt was strongly tested when he preached to the Athenians.

    سازش پولُس با شرایط اطراف خود زمانی بسختی تحت آزمایش قرار گرفت که به مردم اَطینا موعظه کرد.

  • رجوع شود به adaptation

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adaption " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adaption" با ترجمه به فارسی

  • انطباق رفتاری
  • وفقی
  • (زیست شناسی و گیاه شناسی) سازش · اقتباس · اقليمپذيري · انطباق · انطباق محصول · برداشت · تطابق · تطبیق · تنظیم · توافق · جرح و تعدیل · جورسازی · خوگیری · سازش · سازش (فیزیولوژیکی) · سازش با محیط · سازش فيزيولوژيكي · سازگاری · همرنگی (با جماعت) · وفق ياب
  • تطبیق رفتار
  • (کارهای هنری) اقتباس کردن · انطباق دادن · تغییر دادن · تنظیم کردن · جرح و تعدیل کردن · جور کردن یا شدن · سازش دادن · سازش یافتن · سازگار کردن · سازگار کردن یا شدن · عادت دادن · مناسب کردن یا شدن · همنوایی کردن · وفق دادن
  • فروش تطبیقی
  • تطابق پذیری
اضافه کردن

ترجمه های "adaption" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه