ترجمه "adhere" به فارسی
چسبیدن, برچسبیدن, دوسیدن بهترین ترجمه های "adhere" به فارسی هستند.
adhere
verb
دستور زبان
(intransitive) To stick fast or cleave, as a glutinous substance does; to become joined or united; as, wax to the finger; the lungs sometimes adhere to the pleura. [..]
-
چسبیدن
verbIn Hebrew and Greek, “righteousness” refers to that which is “upright,” implying a strict adherence to moral principles.
در زبان عبرانی و یونانی واژهٔ «عدالت» اشاره به «راستی» یا درستکاری دارد که به مفهوم چسبیدن به اصول اخلاقی است.
-
برچسبیدن
-
دوسیدن
-
ترجمه های کمتر
- پشلیدن
- (صمیمانه) پیروی کردن
- اعتقاد داشتن
- حاضر بودن
- رعایت کردن
- وصل ماندن
- وفادار بودن
- وفادار ماندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adhere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adhere" با ترجمه به فارسی
-
تابع · طرفدار · هواخواه · پیوست شده · پیوستگی به حزبی
-
الصاق · تبعیت · وفاداری · پایمردی · پیروی · پیوستگی · چسبش · چسبندگى · چسبندگی · چسبیدن
-
ازروی تابعیت · طرفدارانه · هواخواهانه
-
(گیاه شناسی) به هم چسبیده · تابع · شاگرد · طرفدار · مرید · هم روی · هواخواه · هوادار · وفادار · پیرو · چسبنده · چسبیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن