ترجمه "adherent" به فارسی

طرفدار, هواخواه, پیرو بهترین ترجمه های "adherent" به فارسی هستند.

adherent adjective noun دستور زبان

adhesive, that sticks to something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار

    adjective noun

    Pfuel and his adherents demanded a retirement into the depths of the country

    پفول و پیروانش طرفدار عقبنشینی قشون به مرکز کشور ،

  • هواخواه

    adjective noun

    It numbered thirty million of adherents, and it cast eight million votes.

    سی ملیون هواخواه دارد و هشت ملیون رأی در صندوق میریزد.

  • پیرو

    noun

    found himself suddenly without an adherent

    ناگهان دید که یک پیرو ندارد

  • ترجمه های کمتر

    • تابع
    • وفادار
    • چسبنده
    • مرید
    • هوادار
    • چسبیده
    • شاگرد
    • (گیاه شناسی) به هم چسبیده
    • هم روی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adherent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "adherent"

عباراتی شبیه به "adherent" با ترجمه به فارسی

  • (صمیمانه) پیروی کردن · اعتقاد داشتن · برچسبیدن · حاضر بودن · دوسیدن · رعایت کردن · وصل ماندن · وفادار بودن · وفادار ماندن · پشلیدن · چسبیدن
  • تابع · طرفدار · هواخواه · پیوست شده · پیوستگی به حزبی
  • الصاق · تبعیت · وفاداری · پایمردی · پیروی · پیوستگی · چسبش · چسبندگى · چسبندگی · چسبیدن
  • ازروی تابعیت · طرفدارانه · هواخواهانه
  • (صمیمانه) پیروی کردن · اعتقاد داشتن · برچسبیدن · حاضر بودن · دوسیدن · رعایت کردن · وصل ماندن · وفادار بودن · وفادار ماندن · پشلیدن · چسبیدن
اضافه کردن

ترجمه های "adherent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه