ترجمه "adherence" به فارسی
چسبندگی, وفاداری, چسبندگى بهترین ترجمه های "adherence" به فارسی هستند.
adherence
noun
دستور زبان
A close physical union of two objects. [..]
-
چسبندگی
noun -
وفاداری
-
چسبندگى
-
ترجمه های کمتر
- تبعیت
- پیروی
- چسبیدن
- الصاق
- پایمردی
- چسبش
- پیوستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adherence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adherence" با ترجمه به فارسی
-
(صمیمانه) پیروی کردن · اعتقاد داشتن · برچسبیدن · حاضر بودن · دوسیدن · رعایت کردن · وصل ماندن · وفادار بودن · وفادار ماندن · پشلیدن · چسبیدن
-
تابع · طرفدار · هواخواه · پیوست شده · پیوستگی به حزبی
-
ازروی تابعیت · طرفدارانه · هواخواهانه
-
(گیاه شناسی) به هم چسبیده · تابع · شاگرد · طرفدار · مرید · هم روی · هواخواه · هوادار · وفادار · پیرو · چسبنده · چسبیده
-
(صمیمانه) پیروی کردن · اعتقاد داشتن · برچسبیدن · حاضر بودن · دوسیدن · رعایت کردن · وصل ماندن · وفادار بودن · وفادار ماندن · پشلیدن · چسبیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن