ترجمه "adhesion" به فارسی
چسبندگی, دوسش, چسبیدگی بهترین ترجمه های "adhesion" به فارسی هستند.
adhesion
noun
دستور زبان
The ability of a substance to stick to an unlike substance. [..]
-
چسبندگی
noun -
دوسش
-
چسبیدگی
-
ترجمه های کمتر
- الصاق
- برچسبیدگی
- چسبش
- تبعیت
- وفاداری
- (فیزیک) نیروی چسبش
- (پزشکی) به هم چسبیدگی اعضای مختلف
- بافت های زائدی که اعضا را به طور نابهنجاری به هم وصل می کنند
- به هم چسبیدگی
- هم چسبی
- پیروی صمیمانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adhesion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adhesion" با ترجمه به فارسی
-
لعاب (برچسبندهها)
-
چسبدار · چسبنده
-
بطورچسبنده
-
برچسبندهها · لعاب · چسبها
-
الصاق · برچسبندگي · تبعیت · حس رفیق جویی · حس مصاحبه یامعاشرت · چسبندگى · چسبندگی
-
سندرم آشرمن
-
نوار چسب (به ویژه نوعی که برای زخم بندی به کار می رود) · نوارچسب · چسب نواری
-
چسب زخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن