ترجمه "adjacent" به فارسی
مجاور, همسایه, همجوار بهترین ترجمه های "adjacent" به فارسی هستند.
Lying next to, close, or contiguous; neighboring; bordering on. [..]
-
مجاور
adjectivelying next to, close, or contiguous; neighboring
This bat vigilante has been consistently targeting the port and the adjacent projects and tenements.
این قانون گریز خفاشی مکررا بندر رو هدف گرفته و ملک ها و پروژه های مجاور اون رو.
-
همسایه
noun adjectivelying next to, close, or contiguous; neighboring
-
همجوار
adjectiveCommunity of trees or bamboos possessing sufficient uniformity as regards to composition, constitution, age or condition to be distinguishable from adjacent communities
مجموعه درختان یا خیزرانهای دارای یکپارچگی کافی از لحاظ ترکیب، ساخت، سن و یا وضعیت متمایزکننده آنها نسبت به مجموعههای همجوار
-
ترجمه های کمتر
- نزدیک
- جنب
- در حوالی
- هم جوار
- هم کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjacent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adjacent" با ترجمه به فارسی
-
نقاط غایی مجاور
-
فهرست مجاورت
-
قرب جوار · مجاورت · نزدیکی
-
در حوالی بودن · مجاورت · نزدیکی · هم کناری · همسایگی
-
(هندسه) زوایای مجاور (که یک خط میانی مشترک دارند) · گوشه های هم کنار
-
ماتریس مجاورت