ترجمه "adject" به فارسی

افزودن, ضمیمه کردن بهترین ترجمه های "adject" به فارسی هستند.

adject verb دستور زبان

(obsolete) To annex [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزودن

    verb
  • ضمیمه کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adject " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adject" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) وابسته به عرف و روند کار · (دستور زبان) · صفت · صفت (که اسم را وصف می کند مثل ((خوب)) در عبارت a good man) · عمل کننده مثل صفت · فرعی · فروزه · نظامنامه ای · وابسته · وابسته به صفت · وصفی
  • بطورصفت
  • صفت
  • these sentences make adjectives
  • (حقوق) وابسته به عرف و روند کار · (دستور زبان) · صفت · صفت (که اسم را وصف می کند مثل ((خوب)) در عبارت a good man) · عمل کننده مثل صفت · فرعی · فروزه · نظامنامه ای · وابسته · وابسته به صفت · وصفی
اضافه کردن

ترجمه های "adject" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه