ترجمه "adjoin" به فارسی
پیوسته بودن, پیوستن, به هم پیوسته کردن بهترین ترجمه های "adjoin" به فارسی هستند.
adjoin
verb
دستور زبان
(transitive) To be in contact or connection with. [..]
-
پیوسته بودن
verb -
پیوستن
verb -
به هم پیوسته کردن
-
ترجمه های کمتر
- تماس گرفتن
- حاشیه گذاشتن
- ضمیمه کردن
- متصل بودن
- متصل شدن
- متصل کردن
- مجاور بودن
- مماس بودن
- نزدیک بودن
- هم مرز بودن یا کردن
- هم کنار کردن یا شدن
- وصلت دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adjoin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن