ترجمه "adjoining" به فارسی

دیوار به دیوار, متصل, هم مرز بهترین ترجمه های "adjoining" به فارسی هستند.

adjoining adjective verb دستور زبان

Being in contact at some point or line; joining to; contiguous; bordering: an adjoining room. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیوار به دیوار

  • متصل

  • هم مرز

  • ترجمه های کمتر

    • هم کنار
    • همراه
    • پهلوی هم
    • پیوسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adjoining " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adjoining" با ترجمه به فارسی

  • به هم پیوسته کردن · تماس گرفتن · حاشیه گذاشتن · ضمیمه کردن · متصل بودن · متصل شدن · متصل کردن · مجاور بودن · مماس بودن · نزدیک بودن · هم مرز بودن یا کردن · هم کنار کردن یا شدن · وصلت دادن · پیوستن · پیوسته بودن
اضافه کردن

ترجمه های "adjoining" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه