ترجمه "admonition" به فارسی

تذکر, نصیحت, اندرز بهترین ترجمه های "admonition" به فارسی هستند.

admonition noun دستور زبان

Gentle or friendly reproof; counseling against fault or oversight; warning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تذکر

    noun

    gentle or friendly reproof

    She learned to obey the admonition: “Let the stealer steal no more.”—Ephesians 4:28.

    به تذکر کتاب مقدس گوش فرا داد، که میگوید: «دزد دیگر دزدی نکند.»—اَفَسُسیان ۴:۲۸.

  • نصیحت

    noun

    The clergyman stayed to exchange a few sentences, either of admonition or reproof, with his haughty parishioner;

    کشیش ماند تا چند کلمهای، به عنوان نصیحت یا نکوهش، با عضو متکبر کلیسای خود حرف بزند؛

  • اندرز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تنبیه
    • پند
    • هشدار
    • موعظه
    • وعظ
    • بازخواست
    • اخطار
    • انتقاد (ملایم)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " admonition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "admonition" با ترجمه به فارسی

  • توبیخ امیز · نصیحت امیز
اضافه کردن

ترجمه های "admonition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه