ترجمه "advertise" به فارسی

انتشار دادن, آگهی دادن, آگهی کردن بهترین ترجمه های "advertise" به فارسی هستند.

advertise verb دستور زبان

(transitive) To give public notice of; to announce publicly; as to advertise goods for sale, a lost article, the sailing day of a vessel, a political meeting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتشار دادن

    verb
  • آگهی دادن

    verb

    as to advertising the house, I think it would be perfectly degrading to you.

    اما در مورد آگهی دادن خانه در روزنامه، معتقدم این کار آبرویت را میبرد.

  • آگهی کردن

    verb

    One day Durham advertised in the paper for two hundred men to cut ice;

    روزی مؤسسه دورهام در روزنامه آگهی کرد که برای بریدن یخ به دویست کارگر احتیاج دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • اعلان کردن
    • تبلیغات
    • شناساندن
    • اعلام کردن
    • به رخ کشیدن
    • تبلیغ تجاری کردن
    • تبلیغ کردن
    • تبلیغات کردن
    • تعریف کردن
    • نشان دادن
    • گویا بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advertise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advertise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advertise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه