ترجمه "advert" به فارسی
آگهی, اعلان, خبر بهترین ترجمه های "advert" به فارسی هستند.
advert
verb
noun
دستور زبان
(UK, New Zealand, informal) An advertisement, an ad. [..]
-
آگهی
nounDespite the advert being pulled from TV, it is still available on YouTube:
اگرچه این آگهی از تلوزیون برداشته شده اما همچنان در وبسایت یوتیوب قابل دسترسی است.
-
اعلان
noun -
خبر
noun
-
ترجمه های کمتر
- (بیشتر در انگلیس) مخفف : advertisement
- اشاره کردن
- اشاره کردن به
- عطف کردن به
- مورد توجه قرار دادن
- نام بردن
- گریز زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advert " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advert" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) متوجه · دقیق · شنوا · متوجه · هشیار
-
آگهی دادن · آگهی کردن · انتشار دادن · تبلیغات کردن
-
آگهی · اعلان · خبر
-
توجه · عطف · عمدی
-
بازگشت · توجه · رجوع · عطف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن