ترجمه "advertizing" به فارسی
آگهی, اعلان, خبر بهترین ترجمه های "advertizing" به فارسی هستند.
advertizing
verb
noun
Present participle of advertize. [..]
-
آگهی
nounChristian and Muslim clergy condemned the advert as encouraging infidelity.
علمای مسیحی و مسلمان به این علت به این آگهی معترضند که آن را مشوق خیانت میدانند.
-
اعلان
noun -
خبر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advertizing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advertizing" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) متوجه · دقیق · شنوا · متوجه · هشیار
-
آگهی دادن · آگهی کردن · انتشار دادن · تبلیغات کردن
-
(بیشتر در انگلیس) مخفف : advertisement · آگهی · اشاره کردن · اشاره کردن به · اعلان · خبر · عطف کردن به · مورد توجه قرار دادن · نام بردن · گریز زدن به
-
توجه · عطف · عمدی
-
بازگشت · توجه · رجوع · عطف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن