ترجمه "advisable" به فارسی

مقتضی, قابل توصیه, عاقلانه بهترین ترجمه های "advisable" به فارسی هستند.

advisable adjective دستور زبان

(of a course of action) Worthy of being recommended; desirable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقتضی

    adjective

    Lothario in answer told him that he had not thought it advisable to declare himself entirely the first time

    و لوتر در جواب گفت که چندان مقتضی ندانسته است در همان دیدار اول تمام مطالب را با وی در میان گذارد.

  • قابل توصیه

    adjective
  • عاقلانه

    In some cases, it might be advisable to call upon a mature Christian overseer for help.

    در برخی موارد عاقلانه است که از پیر مسیحی بالغی کمک بخواهی.

  • ترجمه های کمتر

    • صلاح
    • مصلحت
    • مصلحتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advisable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advisable" با ترجمه به فارسی

  • مشاور سرمایهگذاری · مشاور مالی
  • خردمندانه · مصلحت آمیز
  • بانک ابلاغ کننده
  • دقت کامل · صلاح اندیشی · مشورت
  • آگاه کردن · آگاهانیدن · اخطار کردن · اندرز دادن · توصیه دادن · توصیه کردن · توصیه کردن، مشورت کردن، توجیه کردن · قیمت کردن · مشورت دادن · مشورت کردن با · نصیحت کردن · نظر دادن · پند دادن
  • مشاور
  • بانک ابلاغ کننده
  • احتیاط آمیز · به صلاح (کسی) · خردمندانه · عاقلانه · مصلحت آمیز
اضافه کردن

ترجمه های "advisable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه