ترجمه "advise" به فارسی
توصیه دادن, توصیه کردن, آگاهانیدن بهترین ترجمه های "advise" به فارسی هستند.
advise
Verb
verb
دستور زبان
(obsolete, transitive) To look at, watch; to see. [..]
-
توصیه دادن
verbto give advice to; to offer an opinion; to counsel; to warn
-
توصیه کردن
verbShe advised Marianne to go ahead with it.
او به ماریا نه توصیه کرده بود که بارداری را دامه بدهد.
-
آگاهانیدن
-
ترجمه های کمتر
- آگاه کردن
- اخطار کردن
- اندرز دادن
- توصیه کردن، مشورت کردن، توجیه کردن
- قیمت کردن
- مشورت دادن
- مشورت کردن با
- نصیحت کردن
- نظر دادن
- پند دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ADVISE
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ADVISE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ADVISE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "advise" با ترجمه به فارسی
-
مشاور سرمایهگذاری · مشاور مالی
-
خردمندانه · مصلحت آمیز
-
بانک ابلاغ کننده
-
دقت کامل · صلاح اندیشی · مشورت
-
مشاور
-
بانک ابلاغ کننده
-
احتیاط آمیز · به صلاح (کسی) · خردمندانه · عاقلانه · مصلحت آمیز
-
اقتضا · مصلحت بودن · مناسبت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن