ترجمه "advisory" به فارسی

مشورتی, مشاوره, اندرزین بهترین ترجمه های "advisory" به فارسی هستند.

advisory adjective noun دستور زبان

Able to give advice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشورتی

    adjective noun

    His first investigations for the Sunday School Advisory Committee didnot inspire him.

    نخستین بررسیهایش برای کمیته مشورتی مدرسه روزهای یکشنبه چنگی به دلش نزد.

  • مشاوره

    noun

    On the private advisory side?

    در قسمت خصوصی مشاوره ؟

  • اندرزین

  • ترجمه های کمتر

    • پندآمیز
    • صلاح اندیشانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advisory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advisory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advisory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه