ترجمه "affirmance" به فارسی
اذعان, تاکید, تصریح بهترین ترجمه های "affirmance" به فارسی هستند.
affirmance
noun
دستور زبان
(uncountable) The act of affirming, affirmation [..]
-
اذعان
I cannot, although I am his biographer, undertake to affirm with any degree of confidence;
مطلبی است که من گو اینکه شرح حال نویس او میباشم نمیدانم مطمئناً اذعان کنم.
-
تاکید
-
تصریح
And by joining the OECD, they were affirming a common commitment
و آنها با پیوستن به OECD، تعهد مشترکی در جهت دموکراسی، بازار آزاد و تجارت آزاد را تصریح کردند.
-
ترجمه های کمتر
- اعتراف
- (حقوق) تایید حکم دادگاه ابتدایی توسط دادگاه عالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affirmance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affirmance" با ترجمه به فارسی
-
(بدون سوگند) شهادت دادن · (حقوق) اثبات یا تصدیق کردن · اذعان کردن (در مقابل : انکار کردن denyto) · بحق دانستن · بطور قطع گفتن · به طور قطع گفتن · تاکید کردن · تایید کردن · تصریح کردن · تصویب کردن · قانونی کردن · متعجب شدن
-
بطورمثبت
-
(منطق) تصدیق · آری · اظهار مثبت · امیدوار · بلی (بیشتر در مخابرات) · خوش بین · عبارت مثبت · مثبت · واژه ای که توافق را می رساند (مثل : آری) · واژه ی مثبت
-
(حقوق) شهادت نامه ی بدون سوگند · ادعا · اذعان · اعتراف · اعترافنامه · اعلامیه ی رسمی · تاکید · تاکیدیه · تصدیق · تصدیقنامه · تصریح · تنفیذ · خودتلقینی
-
(امریکا) سیاست جبران بی عدالتی های گذشته نسبت به اقلیت ها (به ویژه سیاهان)
-
تصدیق کننده · کسیکه سخنی رابطورقطع می گویدولی سوگندنمی خورد
-
مثبت اندیش، مثبت نگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن