ترجمه "afford" به فارسی

دادن, (معمولا با can یا be able) استطاعت داشتن, (معمولا با can) انجام کاری بدون عواقب ناخوشایند بهترین ترجمه های "afford" به فارسی هستند.

afford verb دستور زبان

To incur, stand, or bear without serious detriment, as an act which might under other circumstances be injurious; -- with an auxiliary, as can, could, might, etc.; to be able or rich enough. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادن

    verb

    To be the cause or source of (feeling, effect, etc.)

    And I can't afford to loose more girls.

    و نمي تونم از پس از دست دادنِ دختر ديگه اي بر بيام.

  • (معمولا با can یا be able) استطاعت داشتن

  • (معمولا با can) انجام کاری بدون عواقب ناخوشایند

  • ترجمه های کمتر

    • ارزانی داشتن
    • بضاعت داشتن
    • به خرج دادن
    • در اختیار گذاردن، فراهم آوردن، دادن
    • قدرت مالی (برای خرید یا خرج) داشتن
    • موجب شدن
    • وسع مالی داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afford " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "afford" با ترجمه به فارسی

  • بقدر کفایت داشته · توانایی داشته · فراهم شده
  • در دسترس · قابل تهیه · مقرون به صرفه
اضافه کردن

ترجمه های "afford" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه