ترجمه "affluent" به فارسی
فراوان, مرفه, ثروتمند بهترین ترجمه های "affluent" به فارسی هستند.
affluent
adjective
noun
دستور زبان
Somebody who is wealthy. [..]
-
فراوان
adjective -
مرفه
An affluent secession of up, up and away,
بخش مرفه به سوی بالا رفتن، بالا رفتن و دور شدن،
-
ثروتمند
Each one was clad in the city going uniform of affluent squatters:
لباس به شهر رفتن خپلههای ثروتمند را تن کرده بودند،
-
ترجمه های کمتر
- ریزابه
- شاخابه
- متمکن
- انشعاب
- توانگر
- آباد
- وافر
- دارای سطح زندگی بالا
- درون ریز (مخالف : برون ریز effluent)
- شاخه ی فرعی رودخانه
- فاضلاب جاری به تصفیه خانه
- پر رونق
- پر ریخت و پاش
- پر ناز و نعمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affluent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن