ترجمه "afflictedness" به فارسی

رنجوری, غمزدگی, پریشانی بهترین ترجمه های "afflictedness" به فارسی هستند.

afflictedness noun دستور زبان

The state or quality of being afflicted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجوری

  • غمزدگی

  • پریشانی

  • ترجمه های کمتر

    • گرفتاری
    • مصیبت زدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afflictedness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "afflictedness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه