ترجمه "affordable" به فارسی
در دسترس, قابل تهیه, مقرون به صرفه بهترین ترجمه های "affordable" به فارسی هستند.
affordable
adjective
دستور زبان
something that can be afforded. [..]
-
در دسترس
or if any other reasonable retreat is afforded them.
یا یکجور راه نجاتی در دسترس ایشان باشد.
-
قابل تهیه
It's affordable, it's effective...
قابل تهیه ست ، کارآمده...
-
مقرون به صرفه
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affordable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affordable" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با can یا be able) استطاعت داشتن · (معمولا با can) انجام کاری بدون عواقب ناخوشایند · ارزانی داشتن · بضاعت داشتن · به خرج دادن · دادن · در اختیار گذاردن، فراهم آوردن، دادن · قدرت مالی (برای خرید یا خرج) داشتن · موجب شدن · وسع مالی داشتن
-
بقدر کفایت داشته · توانایی داشته · فراهم شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن