ترجمه "afield" به فارسی
گمراه, بعید, پرت بهترین ترجمه های "afield" به فارسی هستند.
afield
adverb
دستور زبان
Digressing from the topic at hand. [..]
-
گمراه
-
بعید
-
پرت
-
ترجمه های کمتر
- (زمین ورزش یا مزرعه و غیره) در میدان
- در محوطه
- دور افتاده
- دور دست
- روی زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afield " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن