ترجمه "aflame" به فارسی
مشتعل, شعله ور, منور بهترین ترجمه های "aflame" به فارسی هستند.
aflame
adjective
دستور زبان
in flames, on fire, flaming, with flames coming from it [..]
-
مشتعل
(b) How have the anointed remnant set things aflame in a spiritual way, and with what results?
ب) باقیماندهٔ مسحشدگان چطور تمام چیزها را به شکل مجازی مشتعل ساختند و نتیجهٔ آن چه بود؟
-
شعله ور
adjectiveI think that ball just blew up, and, yes, my hair is aflame.
من فکر ميکردم توپ فقط بالا و پائين ميره و آره موهاي من هم شعله ور هستن
-
منور
-
ترجمه های کمتر
- درخشان
- هیجان زده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aflame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن