ترجمه "afloat" به فارسی

شناور, پابرجا, سرگردان بهترین ترجمه های "afloat" به فارسی هستند.

afloat adverb دستور زبان

out at sea [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناور

    adjective noun

    It would have been a clever enough lie if the lighter had been still afloat.

    اگر قایق هنوز شناور بود این دروغ خیلی مؤثر واقع میشد.

  • پابرجا

    He spent all of his money trying to keep this branch afloat.

    اون تمام پولش رو خرج کرد تا این شعبه رو پابرجا نگه داره

  • سرگردان

  • ترجمه های کمتر

    • شایع
    • زبانزد
    • برقرار
    • آب گرفته
    • بر روی آب
    • بر عرشه ی کشتی
    • در دریا
    • دستخوش امواج
    • روی پای خود
    • سیل زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afloat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "afloat" با ترجمه به فارسی

  • شناور ماندن، بر آب ماندن، غرق نشدن
اضافه کردن

ترجمه های "afloat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه