ترجمه "after-" به فارسی
بعد از [aftereffect], پس از, پیشوند: پس بهترین ترجمه های "after-" به فارسی هستند.
after-
Prefix
With contrary, subordinate, or remote effect; denoting hindrance, setback, inferiority, etc. [..]
-
بعد از [aftereffect]
-
پس از
adpositionAfter all day in the sun, Tom had a sunburned nose.
پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.
-
پیشوند: پس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " after- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "after-" با ترجمه به فارسی
-
پس فردا
-
(پس از شب میگساری و غیره) وابسته به صبح بعد · بامدادی · وابسته به قرص ضد آبستنی (که صبح بعد از جماع می خورند)
-
پس از ساعات اداری
-
(از نظر رتبه و مقام و غیره) بعد از · (از نظر زمان یا مکان) بعد · (در مورد نامگذاری) به افتخار · اخر · با وجود · بااصرار · بعد · بعد از · بعد از 1 · بعد از آن · بعداز · بعدی · به تقلید از · به رغم · به سبک · به واسطه ی · به یاد بود · جویای احوال شدن · در جستجوی · در صدد · در نتیجه ی · در پی · درپی · دیگر · دیگری · عقب · عقبی · علیرغم · مادون · متعاقب · مطابق · هر چند · پاپی · پایین تر از · پس از · پس از آن · پسین 0 · پشت سر
-
تعقیب کردن، سر در پی چیزی گذاردن، دنبال چیزی رفتن، پی چیزی گرفتن
-
از این ها گذشته · با این وجود · با همه ی این اوصاف · بالآخره · به هر حال · در نهایت · روی هم رفته · سرانجام · هر چه باشد
-
پس از وضع مالیات درآمد قابل تصرف
-
دنبال کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن