ترجمه "agitation" به فارسی
اضطراب, تشویش, تحريك بهترین ترجمه های "agitation" به فارسی هستند.
agitation
noun
دستور زبان
The act of agitating, or the state of being agitated; the state of being moved with violence, or with irregular action; commotion. [..]
-
اضطراب
nounAnd dysphoria refers to a feeling of agitation or unease.
و دیسفوریا به احساس اضطراب یا ناراحتی برمی گردد.
-
تشویش
nounbitter and agitating recollections were awakened by the allusion to marriage.
اشاره او به ازدواج بار دیگر افکار تلخ و تشویش آمیز گذشته را در من بیدار کرد.
-
تحريك
Something has agitated the hive.
چيزي بايد كندوي اونا رو تحريك كرده باشه
-
ترجمه های کمتر
- هیجان
- آشفتگی
- تحریک
- جوش
- سراسیمگی
- خروش
- آسیمگی
- تخمیر
- تفتین
- انگولک
- ناآرامی
- غوغا
- هراس
- فعالیت
- آشوب انگیزی
- تکان شدید
- دل آشفتگی
- هم زدن
- پریشان حالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agitation" با ترجمه به فارسی
-
(داروسازی) تکان بدهید (بطری را)
-
آشوب انگیز · آشوبگر · آشوره · اشوبگر · به هم زن · تکان دهنده و مخلوط کننده · دستگاه هم زننده (مثلا در ماشین رختشویی) · شر به پا کن · شرور · فتنه انگیز · مفتن · همزن · همزن گر
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
-
آشردن · آشفتن · تحریک کردن · تکان دادن · تکان دادن (بطری و غیره به منظور مخلوط کردن مایعات) · جم خوردن · جنگیدن · جهاد کردن · دل ریش کردن · سراسیمه کردن · شر به پا کردن · شوراندن · فعالیت کردن · هم زدن · پریشان کردن
-
بیقراری روانی
-
همزنی
-
همزنی
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن