ترجمه "agitator" به فارسی
آشوبگر, همزن, آشوره بهترین ترجمه های "agitator" به فارسی هستند.
agitator
noun
دستور زبان
One who agitates; one who stirs up or excites others; as, political reformers and agitators. [..]
-
آشوبگر
You mean those three professional agitators.
منظورتون اون سه تا آشوبگر حرفه ايه ؟
-
همزن
-
آشوره
-
ترجمه های کمتر
- اشوبگر
- مفتن
- شرور
- آشوب انگیز
- به هم زن
- تکان دهنده و مخلوط کننده
- دستگاه هم زننده (مثلا در ماشین رختشویی)
- شر به پا کن
- فتنه انگیز
- همزن گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agitator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agitator" با ترجمه به فارسی
-
(داروسازی) تکان بدهید (بطری را)
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
-
آشردن · آشفتن · تحریک کردن · تکان دادن · تکان دادن (بطری و غیره به منظور مخلوط کردن مایعات) · جم خوردن · جنگیدن · جهاد کردن · دل ریش کردن · سراسیمه کردن · شر به پا کردن · شوراندن · فعالیت کردن · هم زدن · پریشان کردن
-
بیقراری روانی
-
آسیمگی · آشفتگی · آشوب انگیزی · اضطراب · انگولک · تحريك · تحریک · تخمیر · تشویش · تفتین · تکان شدید · جوش · خروش · دل آشفتگی · سراسیمگی · غوغا · فعالیت · ناآرامی · هراس · هم زدن · هیجان · پریشان حالی
-
همزنی
-
همزنی
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن