ترجمه "aim" به فارسی
هدف, منظور, جهت بهترین ترجمه های "aim" به فارسی هستند.
The pointing of a weapon, as a gun, a dart, or an arrow, or object, in the line of direction with the object intended to be struck; the line of fire; the direction of anything, as a spear, a blow, a discourse, a remark, towards a particular point or object, with a view to strike or affect it. [..]
-
هدف
nounTo point or cause to go (blows, weapons, or objects such as photographic equipment) towards
He has no specific aim.
اون هیچ هدف مشخصی نداره.
-
منظور
nounI knew nothing of the simplification at which he aimed.
هیچ چیز دب اره سادهکاری که منظور او بودنمیدانستم.
-
جهت
nounIf that's what you're aiming for.
اگه تو از اين جهت بري
-
ترجمه های کمتر
- مقصود
- مقصد
- نشانه
- قصد
- هدفگیری
- خواست
- عزم
- نیت
- عنوان
- مرام
- آماج
- (توجه یا کوشش و غیره را) معطوف کردن
- (تیراندازی) نشانه گرفتن
- (مهجور) حدس زدن
- استنشاق کردن
- در نظرداشتن
- فرو بردن
- قراول رفتن
- قراول روی
- متوجه کردن
- نشانه - گیری
- هدف گرفتن
- هدف گیری کردن
- هوش داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aim (demon)
"Aim" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Aim در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Initialism of [i]Asteroid Impact Mission[/i]. [..]
"AIM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای AIM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "aim"
عباراتی شبیه به "aim" با ترجمه به فارسی
-
هدف
-
نشان شد · نشان کرد · هدف شد
-
اهداف اصلاح نژاد · معیارهای انتخاب
-
برای آبرسانی خوب تلاش نمایید.
-
هنایلاس دمآرد هداد ناشن نیگنایم
-
سر جامم
-
دید · نشانه روی
-
هدف قرار دادن