ترجمه "allergy" به فارسی
آلرژی, حساسیت, آزیر بهترین ترجمه های "allergy" به فارسی هستند.
allergy
noun
دستور زبان
(pathology, immunology) A disorder of the immune system causing adverse reactions to substances (allergens) not harmful to most and marked by the body's production of histamines and associated with atopy, anaphylaxis, and asthma. [..]
-
آلرژی
nounhypersensitivity [..]
It's not a true allergy, but there's definitely a sensitivity.
در حد یه آلرژی شدید نیست یه حساسیتـه.
-
حساسیت
hypersensitivity [..]
Cancer's eating me alive, I'm worried about allergies!
سرطان داره منو زنده میخوره بعد من نگران حساسیت باشم
-
آزیر
-
ترجمه های کمتر
- بیزاری
- انزجار
- تنفر
- حساسیت (مثلا نسبت به برخی خوراک ها و گیاهان و گرد و خاک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allergy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "allergy"
عباراتی شبیه به "allergy" با ترجمه به فارسی
-
آلرژی به شیر
-
حساسیت غذایی
-
آلرژيها · واكنشهاي آلرژيك · پاسخهاي آلرژيك · پرحساسیتی
-
حساسیت دارویی
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
-
آلرژنها · آلرژیهای دارویی · پرحساسيتي دارويي
-
سندرم حساسیت اورال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن