ترجمه "allowing" به فارسی
جایز شمردن, روا داشتن بهترین ترجمه های "allowing" به فارسی هستند.
allowing
verb
Present participle of allow. [..]
-
جایز شمردن
-
روا داشتن
14, 15. (a) Allowing wrongdoing to go on unchecked can have what effect on the entire congregation?
۱۴، ۱۵. الف) روا داشتن گناه چه تأثیری در کل جماعت میگذارد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allowing" با ترجمه به فارسی
-
اجازه دادن · اجازه ی ورود · اختصاص دادن · اذعان کردن · استنتاج کردن · امکان دادن · اندوختن · به حساب آوردن · بهره دادن · تصدیق کردن · جایز شمردن · دادن · رخصت دادن · روا داشتن · روا دانستن · روا کردن · سود دادن · قبول کردن · مجاز دانستن · مجاز کردن · معتبر دانستن · ممکن ساختن · منظور کردن · نتیجه گرفتن · ندیده گرفتن · پذیرفتن · گذاشتن
-
اندوخته ذخیره مصرف استهلاک سرمایه
-
تخفیف اعطایی
-
ذخیره استهلاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن