ترجمه "aloft" به فارسی
بالا, برفراز, افراخته، افراشته بهترین ترجمه های "aloft" به فارسی هستند.
aloft
adverb
دستور زبان
in the air; in the sky [..]
-
بالا
adjective noun adverbHer large, strong hand shook the least bit as it held the small note aloft.
دست درشت و نیرومندش یادداشت کوچک استا را بالا نگاه داشته بود و اندکی میلرزید.
-
برفراز
-
افراخته، افراشته
-
ترجمه های کمتر
- افراخته، برداشته . بلندگردانیده نصب شده . برپاشده
- (کشتی) برفراز عرشه
- از بالا
- بالای بادبان ها
- بالای دکل
- در هوا
- در پرواز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aloft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aloft
-
سر دکل، دیده بان سر دکل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن