ترجمه "alone" به فارسی
تنها, تنهایی, فقط بهترین ترجمه های "alone" به فارسی هستند.
alone
adjective
adverb
دستور زبان
By one's self, solitary. [..]
-
تنها
adverbby oneself
Having been left alone, the baby started crying.
بعد از اینکه کودک تنها گذاشته شد، شروع به گریه کردن نمود.
-
تنهایی
adverbby oneself
I don't believe the child came to Tokyo alone.
من باور نمی کنم که آن بچه به تنهایی به توکیو بیاید.
-
فقط
adverbAll Georgia wanted was to be let alone so the state could recuperate.
فقط میخواستند روی پای خودشان بایستند و سرزمینشان را آباد کنند و نیرومند سازند .
-
ترجمه های کمتر
- به تنهایی
- تک
- یکه
- صرفا
- یکتا
- بی مانند
- دست تنها
- یک تنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alone
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Alone" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alone در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "alone"
عباراتی شبیه به "alone" با ترجمه به فارسی
-
به حال خود کذاردن · صرف نظر · چه برسه
-
تنها
-
گر دلت شد تلخ تو، از محنت آن یار پست
-
تنهایم بگذارید
-
(کامپیوتر) تک ایستا · خوداتکا · قائم به خود · مستقل
-
تنهایم بگذارید
-
به حال خود کذاردن · صرف نظر · چه برسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن