ترجمه "along" به فارسی
جلو, همراه, با بهترین ترجمه های "along" به فارسی هستند.
along
adverb
adposition
دستور زبان
By the length; in a line with the length; lengthwise. [..]
-
جلو
nounI take a few steps along the pavement, trying to trigger my memory.
چند قدمی به جلو رفتم شاید چیزی به ذهنم برسد.
-
همراه
nounYou told me she was bringing the little boy along.
تو بهم گفته بودي كه اون يه پسر كوچولو همراه خودش مياره.
-
با
adposition SuffixSo I guess you were right all along.
خب ، گمونم تمام مدت حق با تو بود.
-
ترجمه های کمتر
- پیش
- سرتاسر
- درطول
- اجرا
- (عامیانه) حوالی
- از درازا
- به جلو
- به موازات
- به پیش
- در امتداد
- در حال اجرا
- در حال ادامه
- در خط
- در راستای
- در کنار
- در یک خط
- رو به جلو
- پیوست سند، ضمیمه سند، الحاقیه برات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " along " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Along
Along, Arunachal Pradesh
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Along" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Along در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "along" با ترجمه به فارسی
-
با نظر کسی موافقت کردن، همداستان شدن با کسی در امری یا چیزی.
-
گذراندن
-
از راه رسیدن · سر رسیدن · سر و کله ی کسی پیدا شدن · ظاهر شدن
-
زود رفتن
-
تحویل کالا در کنار کشتی
-
با یکدیگر کنار آمدن
-
تحویل کالا در کنار کشتی
-
منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن