ترجمه "alter" به فارسی
دگراندن, (جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن, (حیوان) اخته کردن بهترین ترجمه های "alter" به فارسی هستند.
alter
verb
دستور زبان
(transitive) To change the form or structure of [..]
-
دگراندن
-
(جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن
-
(حیوان) اخته کردن
-
ترجمه های کمتر
- (خیاطی) بازدوزی کردن (برای خوردن به قامت و غیره)
- اخته کردن
- تغییر دادن
- دستکاری کردن
- دگروار کردن
- دگرگون شدن
- دگرگون کردن
- رحم در آوردن
- نابارور کردن
- گردانیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alter" با ترجمه به فارسی
-
تبدیلی · تغییر دادنی · تغییر دهنده
-
تبدیل · تجدید نظر · تحویل · تغییر · تغییر (در فرعیات نه کلیات) · دستکاری · دگرش · دگرواری · دگرگوني · دگرگونی
-
(پزشکی - در مورد برخی داروها یا درمان ها) بازآور تدریجی سلامتی · بهبودآور · تغییرآور · درمانی · دگروارگر · دگرگون ساز · سلامتی بخش · شفا بخش · علاج بخش · معالج
-
اصلاح پذیر · تغییر پذیر · تغییرپذیر · دگرگون شو
-
بطور تغییر پذیر
-
(روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص · خود دیگر · دوست جان جانی · دگر خود · دیگر خود · رفیق شفیق · همدم
-
تغییرپذیری · قابلیت تغییر
-
تغییر یافت · تغییر یافته · دگرگون شده · عوض شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن