ترجمه "alterative" به فارسی

بهبودآور, تغییرآور, درمانی بهترین ترجمه های "alterative" به فارسی هستند.

alterative adjective noun دستور زبان

Causing alteration. Specifically: Gradually changing, or tending to change, a morbid state of the functions into one of health. --Burton. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهبودآور

  • تغییرآور

  • درمانی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • دگروارگر
    • معالج
    • (پزشکی - در مورد برخی داروها یا درمان ها) بازآور تدریجی سلامتی
    • دگرگون ساز
    • سلامتی بخش
    • شفا بخش
    • علاج بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alterative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alterative" با ترجمه به فارسی

  • (جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن · (حیوان) اخته کردن · (خیاطی) بازدوزی کردن (برای خوردن به قامت و غیره) · اخته کردن · تغییر دادن · دستکاری کردن · دگراندن · دگروار کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رحم در آوردن · نابارور کردن · گردانیدن
  • تبدیلی · تغییر دادنی · تغییر دهنده
  • تبدیل · تجدید نظر · تحویل · تغییر · تغییر (در فرعیات نه کلیات) · دستکاری · دگرش · دگرواری · دگرگوني · دگرگونی
  • اصلاح پذیر · تغییر پذیر · تغییرپذیر · دگرگون شو
  • بطور تغییر پذیر
  • (روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص · خود دیگر · دوست جان جانی · دگر خود · دیگر خود · رفیق شفیق · همدم
  • تغییرپذیری · قابلیت تغییر
  • تغییر یافت · تغییر یافته · دگرگون شده · عوض شده
اضافه کردن

ترجمه های "alterative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه