ترجمه "altercation" به فارسی

مشاجره, مجادله, بحث بهترین ترجمه های "altercation" به فارسی هستند.

altercation noun دستور زبان

Warm contention in words; dispute carried on with heat or anger; controversy; wrangle; wordy contest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشاجره

    noun

    dispute

    .. that you had an altercation with the senior Nawab Sir

    ما شنيديم شما با پدرتان مشاجره کرديد.

  • مجادله

    noun

    Did you have any altercations with Pops?

    آیا با پاپس مجادله ای داشتی ؟

  • بحث

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نزاع
    • ستیزگری
    • شلتاق
    • محاجه
    • مباحثه
    • غوغا
    • دعوا و مرافعه
    • ستیزه (لفظی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " altercation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "altercation" با ترجمه به فارسی

  • (با سروصدا یا خشم) مباحثه کردن · (به طور لفظی) ستیزه کردن · اوراق کردن · بحث کردن · جدال کردن · دعوی کردن · محاجه کردن · مشاجره کردن · نزاع کردن
اضافه کردن

ترجمه های "altercation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه