ترجمه "alteration" به فارسی

تغییر, دگرگونی, تبدیل بهترین ترجمه های "alteration" به فارسی هستند.

alteration noun دستور زبان

The act of altering or making different. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تغییر

    noun

    He says in case we want to make major alterations.

    میگوید شاید خانه به تعمیر یا تغییر دکوراسیون نیاز داشته باشد.

  • دگرگونی

    noun

    but the earth did not alter her tides and her seasons for that.

    اما زمین نیز به خاطر آن پای کویی در جزر و مد و فصلهای خود دگرگونی راه نداد.

  • تبدیل

    noun

    to be altered in her favor

    به حرفی که بر منفعت اوست تبدیل شود

  • ترجمه های کمتر

    • دگرش
    • تحویل
    • دگرگوني
    • دگرواری
    • دستکاری
    • تجدید نظر
    • تغییر (در فرعیات نه کلیات)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alteration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alteration" با ترجمه به فارسی

  • (جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن · (حیوان) اخته کردن · (خیاطی) بازدوزی کردن (برای خوردن به قامت و غیره) · اخته کردن · تغییر دادن · دستکاری کردن · دگراندن · دگروار کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رحم در آوردن · نابارور کردن · گردانیدن
  • تبدیلی · تغییر دادنی · تغییر دهنده
  • (پزشکی - در مورد برخی داروها یا درمان ها) بازآور تدریجی سلامتی · بهبودآور · تغییرآور · درمانی · دگروارگر · دگرگون ساز · سلامتی بخش · شفا بخش · علاج بخش · معالج
  • اصلاح پذیر · تغییر پذیر · تغییرپذیر · دگرگون شو
  • بطور تغییر پذیر
  • (روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص · خود دیگر · دوست جان جانی · دگر خود · دیگر خود · رفیق شفیق · همدم
  • تغییرپذیری · قابلیت تغییر
  • تغییر یافت · تغییر یافته · دگرگون شده · عوض شده
اضافه کردن

ترجمه های "alteration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه