ترجمه "alternation" به فارسی
تناوب, دگرگونی, وارگی بهترین ترجمه های "alternation" به فارسی هستند.
alternation
noun
دستور زبان
The reciprocal succession of (normally two) things in time or place; the act of following and being followed by turns; alternate succession, performance, or occurrence; as, the alternation of day and night, cold and heat, summer and winter, hope and fear. [..]
-
تناوب
nounThis dreadful alternation of hope and no hope sickens the soul.
اين تناوب وحشتناک بين اميد و نااميدي روح انسان رو آزار مي دهد
-
دگرگونی
noun -
وارگی
-
ترجمه های کمتر
- نوبت
- (زبان شناسی) جایگزینی
- (گیاه شناسی) دگرش
- متناوب، نوبت، یک درمیانی
- یک در میانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alternation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alternation" با ترجمه به فارسی
-
(برق) دارای جریان متناوب بودن · (در تیم های ورزشی) رزرو · (ریاضی) شق · (گیاه شناسی) یک در میان · به عنوان علی البدل یا جانشین عمل کردن · تناوب · تناوبی · تناوبی کردن · جانشین · جایگزینه · دیگر · علی البدل · قائم مقام · قائم مقام، علی البدل، متناوب، عوض و بدل · متبادل · متقابل · متناوب · متناوب کردن یا شدن · نوبتی کردن یا شدن · واره ای · واره ای کردن · وارگی · پستامند کردن · گاه ایست کردن یا شدن · گاهوار کردن · گزیر · یک در میان کردن یا شدن · یک در میانی
-
(زبان شناسی) گونه · تناوبگر · متناوب
-
زراعت جايگزين · زراعت زيستشناختي · كشاورزي بومشناختي · نظامهاي توليد جايگزين
-
راهکار
-
انتخاب های جایگزین
-
(زیست شناسی) تناوب نسل ها · وارگی زادگان ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن