ترجمه "analogic" به فارسی
قیاسی ترجمه "analogic" به فارسی است.
analogic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to analogy. [..]
-
قیاسی
And in the 21st century, you have to do an analog to that.
و در قرن بیست و یکم ، شما باید قیاسی برای آن انجام دهید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " analogic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "analogic" با ترجمه به فارسی
-
برآورد مشابه
-
(زیست شناسی - مشابه از نظر عملکرد ولی غیرمشابه از نظر ساختمان یا اصل) هم ارز · خبرنگار · طرف معامله · فراسنج پذیر · قابل قياس · قابل مقایسه · قیاس پذیر · متشابه · متناظر · مخبر · مشابه · مطابق · همسان · همسنج پذیر
-
از راه فراسنجی (قیاس) استدلال وبیان کردن · تشبیه کردن · فراسنج کردن · قیاس کردن · مقایسه کردن · همسنجیدن
-
مبدل دیجیتال به آنالوگ
-
قیاس
-
(بین دو چیز که فقط از برخی جنبه ها شبیه یا قابل قیاس اند) شباهت نسبی · (زبان شناسی) قرینه سازی · (زیست شناسی) شباهت دو عضو از نظر عملکرد (در حالی که از نظر ساختمان و اصل متفاوت اند) · (منطق) قیاس · تشبیه · تطابق · تمثیل · سامانگرایی · شباهت · فراسنجی · قیاس · قیاس تشبیهی · مانند، شبیه، قیاس · مقایسه · هم ارزی · همانندی · همسانی · همسنجی
-
سیگنال پیوسته
-
مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن