ترجمه "announced" به فارسی
آگهی داده شد, تبلیغ شد بهترین ترجمه های "announced" به فارسی هستند.
announced
adjective
verb
Simple past tense and past participle of announce. [..]
-
آگهی داده شد
-
تبلیغ شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " announced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "announced" با ترجمه به فارسی
-
آگهی شده · اعلام شده · اعلام کردن
-
دانشکده تبلیغاتی · سازمان تبلیغات مسیحیان کاتولیک
-
(با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
-
(رادیو و تلویزیون) گوینده · آگهساز · اعلام کننده · اعلان کننده · گوینده
-
آگهسازی · آگهی · اطلاعیه · اعلام · اعلامیه · اعلان · بشارت · خبر · صداهای ضبط شده که تو قطارها و هواپیماها پخش میشن
-
اعلان اطلاع رساني
-
(با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
-
(با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن