ترجمه "announcing" به فارسی

آگهی شده, اعلام شده, اعلام کردن بهترین ترجمه های "announcing" به فارسی هستند.

announcing verb

Present participle of announce. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگهی شده

  • اعلام شده

    At twelve hundred it was unexpectedly announced that all workers in the Ministry were free till tomorrow morning.

    ساعت دوازدهی ظهر بهگونهای غیرمنتظره اعلام شد که تمام کارمندان وزارتخانه تا فردا صبح آزادند.

  • اعلام کردن

    verb

    They announced the date of their wedding in the newspaper.

    آنها تاریخ عروسی را در روزنامه اعلام کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " announcing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "announcing" با ترجمه به فارسی

  • دانشکده تبلیغاتی · سازمان تبلیغات مسیحیان کاتولیک
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
  • (رادیو و تلویزیون) گوینده · آگهساز · اعلام کننده · اعلان کننده · گوینده
  • آگهی داده شد · تبلیغ شد
  • آگهسازی · آگهی · اطلاعیه · اعلام · اعلامیه · اعلان · بشارت · خبر · صداهای ضبط شده که تو قطارها و هواپیماها پخش میشن
  • اعلان اطلاع رساني
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "announcing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه