ترجمه "announcement" به فارسی

اعلان, اعلام, خبر بهترین ترجمه های "announcement" به فارسی هستند.

announcement noun دستور زبان

An act of announcing, or giving notice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعلان

    noun

    Time and rain assisting, a humble gastronomical announcement had become a profound piece of advice.

    به کمک روزگار و باران، یک اعلان محقر شکمپرستانه، مبدل به یک اندرز پر معنی شده بود.

  • اعلام

    noun

    Act of giving notice about something.

    They announced the date of their wedding in the newspaper.

    آنها تاریخ عروسی را در روزنامه اعلام کردند.

  • خبر

    noun

    When they had been announced a perturbation was noticeable among the servants.

    پس از ابلاغ خبر ورود ایشان جنب و جوش و سراسیمگی میان خدمتکاران پیدا شد.

  • ترجمه های کمتر

    • اطلاعیه
    • آگهی
    • صداهای ضبط شده که تو قطارها و هواپیماها پخش میشن
    • اعلامیه
    • بشارت
    • آگهسازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " announcement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Announcement

A Microsoft Dynamics CRM component that is used to communicate text information in a bulletin-board fashion to an organization.

+ اضافه کردن

"Announcement" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Announcement در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "announcement" با ترجمه به فارسی

  • آگهی شده · اعلام شده · اعلام کردن
  • دانشکده تبلیغاتی · سازمان تبلیغات مسیحیان کاتولیک
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
  • (رادیو و تلویزیون) گوینده · آگهساز · اعلام کننده · اعلان کننده · گوینده
  • آگهی داده شد · تبلیغ شد
  • اعلان اطلاع رساني
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
  • (با for) نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن · (رادیو و تلویزیون) گوینده بودن · آگهی دادن · آگهیدن · اعلام کردن · انتشار دادن · به اطلاع رساندن · جار زدن · شنوانیدن · گویندگی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "announcement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه