ترجمه "anointed" به فارسی

مسیح, تدهین شده بهترین ترجمه های "anointed" به فارسی هستند.

anointed noun verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of anoint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیح

    noun

    How can it be said that anointed ones are ‘seated in the heavenly places’ even while on earth?

    چرا گفته میشود که مسحشدگان ‹اکنون در جایهای آسمانی در کنار عیسی مسیح نشستهاند›؟

  • تدهین شده

    We are both anointed knights.

    هر دو شوالیه های تدهین شده ای هستیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anointed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anointed" با ترجمه به فارسی

  • روغن مالی
  • تدهین · روغن مالی · مسح
  • (مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
  • (در مورد بیماران نزدیک به مرگ و غیره) مراسم تدهین و نیایش (توسط کشیش)
  • (مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
  • روغن مالی
  • روغن مالی
  • روغن مالی
اضافه کردن

ترجمه های "anointed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه