ترجمه "anointing" به فارسی
روغن مالی ترجمه "anointing" به فارسی است.
anointing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of anoint. [..]
-
روغن مالی
nounCan it be, though, that they anoint it with a view of making its interior run well, as they anoint machinery?
اما آیا میشود گفت سر شاه را به این علت روغن مالی میکنند که میخواهند درون آن روان بشود مثل روغن زدن به ماشینها؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anointing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anointing" با ترجمه به فارسی
-
تدهین · روغن مالی · مسح
-
(مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
-
(در مورد بیماران نزدیک به مرگ و غیره) مراسم تدهین و نیایش (توسط کشیش)
-
تدهین شده · مسیح
-
(مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن