ترجمه "anointment" به فارسی

تدهین, مسح, روغن مالی بهترین ترجمه های "anointment" به فارسی هستند.

anointment noun دستور زبان

The act of anointing with oil or other liquids. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تدهین

    We are both anointed knights.

    هر دو شوالیه های تدهین شده ای هستیم.

  • مسح

    When the child is born after he is anointed and named royal prince take him to Caesar.

    هنگامي که فرزند متولد شد بعد از اينکه مسح گرديد و شاهزاده ي سلطنتي ناميده شد

  • روغن مالی

    Can it be, though, that they anoint it with a view of making its interior run well, as they anoint machinery?

    اما آیا میشود گفت سر شاه را به این علت روغن مالی میکنند که میخواهند درون آن روان بشود مثل روغن زدن به ماشینها؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anointment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "anointment" با ترجمه به فارسی

  • روغن مالی
  • (مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
  • (در مورد بیماران نزدیک به مرگ و غیره) مراسم تدهین و نیایش (توسط کشیش)
  • تدهین شده · مسیح
  • (مراسم مذهبی) تدهین کردن · روغن ساختن · روغن مال کردن · روغن مالیدن · مالیدن · مسح کردن · پماد زدن · چرب کردن
  • روغن مالی
  • روغن مالی
  • روغن مالی
اضافه کردن

ترجمه های "anointment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه