ترجمه "anomalousness" به فارسی
بی ترتیب, خلاف قاعده, غیر متعارف بهترین ترجمه های "anomalousness" به فارسی هستند.
anomalousness
noun
دستور زبان
The state or quality of being anomalous. [..]
-
بی ترتیب
noun -
خلاف قاعده
nounchose what I must consider the anomalous course of studying at Heidelberg.
تصمیم خلاف قاعده تحصیل در هایدلبرگ را گرفت
-
غیر متعارف
nounThe position of the Sherif of Mecca had long been anomalous.
موقعیت شریف مکه برای مدت درازی غیر متعارف بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anomalousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anomalousness" با ترجمه به فارسی
-
بی رویه · خلاف قاعده · سامان گریز · غیر عادی · غیرعادی · متناقض · منحرف · نابهنجار · ناجور · نامناسب · ناهمسان · ناهنجار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن