ترجمه "anomalous" به فارسی
ناهنجار, غیر عادی, غیرعادی بهترین ترجمه های "anomalous" به فارسی هستند.
anomalous
adjective
دستور زبان
deviating from the normal; aberrant or abnormal [..]
-
ناهنجار
deviating from the normal
-
غیر عادی
Now, at first glance, they may seem like any other anomalous synth.
حالا ، تو نگاه اول ممکنه مثل بقیه آدم مصنوعی های غیر عادی به نظر برسن
-
غیرعادی
For indeed he was not only puzzled but irritated by the anomalous
تناقضات غیرعادی و لاینحل زندگیاش در این شهر
-
ترجمه های کمتر
- نابهنجار
- ناهمسان
- متناقض
- نامناسب
- ناجور
- منحرف
- بی رویه
- خلاف قاعده
- سامان گریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anomalous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anomalous" با ترجمه به فارسی
-
بی ترتیب · خلاف قاعده · غیر متعارف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن